الشهيد الثاني (مترجم: مجد الادباء خراسانى)
23
مسكن الفؤاد (تسلية العباد) (فارسى)
مىشود و چه ناگواريها كه آن را در پى است و كمتر از همه ، ضعف قوى است و حصول چندين تعب و عنا ، و هر زمان كه انسان مطلبى خواهد به دست كند و بر آن كامروا شود ، البته آلام و زحماتش بر مسرّت و لذائذش مىچربد و راحتش ده يك ناگوارى و حسرتش نيست ، و كمتر آفتهاى آن فراقى است كه مىكاهد فؤاد را وامىگدازد اجساد را . پس هر گاه در دنيا شرابى انديشى سراب است و عمارتش هر چند خوش و دلكش باشد ، در شرف خراب ، و مالش هر چند جهّال بدان مغرور شوند ، دستخوش تلف و ذهاب ، و آنكه به دريا غوطهور شود ، بايد از ترى بدن نينديشد ، و مبارزى كه در ميان دو صف تازد ، از خوف و بيم ، خالى نتواند بود . عجب است از كسى كه انگشت به دهان مار كند و مهره ربايد ، و مجبول بر شر افاضهء خير نمايد . و چه خوش گفته است يكى از فضلا « 1 » در مرثيه فرزند خود : طبعت على كدر و انت تريدها * صفوا من الاكدار و الاقذار و مكلّفوا الايام ضدّ طباعها * متطلّب في الماء جذوة نار و اذا رجوت المستحيل فإنّما * تبنى البناء على شفير هار دنيا ، مطبوع به كدورت است و تو او را از پليديها و كدورتها صافى مىخواهى ، و آنان كه از روزگار ، ضد طبيعت او را مىخواهند ، چنان است كه پارهء آتش از اب مىخواهند ، و چون محال را اميد بندى ، بدرستى كه عمارت بر كنارهء وادى كه مشرف است بر فرو ريختن ساختهاى و به درجهء اميد خود بر افراختهاى . فوقى شاعر راست : چشم گرمى داشتن زين تودهء خاكسترى * يخ طلب كردن بود از كورهء آهنگرى
--> ( 1 ) او ابو الحسن على بن محمد بن نه ؟ ؟ ؟ تهامى مىباشد كه شاعرى بود بسيار مشهور و از اهل تهامه ؛ به عراق و شام مسافرت نمود و سپس مخفيانه وارد مصر گرديد و در آنجا دستگير و در سال 416 ه . ق در زندان به قتل رسيد . ( ر . ك : وفيات الاعيان 3 : 378 ، الاعلام زركلى 4 : 327 ) .